تبليغاتX
ایرانشهر

ایرانشهر

ایرانشهر

Esteghlalfc.net
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط مهدی  

رئيس جمهوري و هيات دولت در سومين سفر استاني خود اين هفته به جمع مردم استان سيستان و بلوچستان مي‌روند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

سقوط يک فروند هواپيمای ترابری ‬سی - ۱۳۰ ارتش ايران روی منطقه ای مسکونی در تهران بيش از يکصد کشته برجای گذاشت ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

مراسم جشن روز دانشجو به مناسبت ۱۶ اذر سالروز شهادت سه اذر اهورایی توسط شورای صنفی

دانشگاه زابل در این دانشگاه برگزار شد ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

ــ كمترين آمار طلاق متعلق به حلزون هاست ، چون نه مشكل خانه دارند نه ماشين !!!
ــ به حال دل شكسته ام آنقدر اشك مي ريزم كه سيل خرده هايش را با خود ببرد .
ــ ديروز آبزيان طرفدار محيط زيست عليه ماهي دودي ها تظاهرات كردند .
ــ‌ وقتي روي سنگ قبرش آب مي پاشم ، روحش تازه مي شود .
ــ هيچ وقت به لامپي كه مي سوزد ، پماد سوختگي نمي زنم .
ــ از بس باهوش بود ، آمپول بيهوشي بهش اثر نمي كرد .
ــ چون مي خواست رك حرف بزند ، پوست تنش را كند .
ــ قبل از اين كه غصه ، مرا بخورد ، مي خورمش .
ــ‌ روز تولد بيابان ، يك تكه ابر به او هديه كردم .
ــ به خاطر موهاي مصنوعي ام از باد متنفرم .
ــ‌ چاشني غذاهاي من ، ترشي غصه هايم است .

اگر آدمخوار بودم آدمهاي باتجربه و پخته را انتخاب مي كردم .
ــ خون آشام تنها موجودي است كه با هيچ گروه خوني مشكل ندارد .
ــ وقتي موهاي سرش از تعجب سيخ شد ، هوس كباب كوبيده كردم .
ــ گربه شكمو از دزديدن پيچ گوشتي هم دريغ نمي كند .
ــ چتر در روز باراني ، بهترين الگوي فداكاري است .
ــ حقوق بشر روي صابون قدرت سرخورده است .
قلمم در خامي به پختگي رسيده است .
ــ حباب نفس بكش ، مي ميرد .


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

سيماي جمهوري اسلامي ايران اخيرا با پخش مجموعه اي به نام پوچ در پوچ رسانه هاي خارج نشين كه اكثرا افرادي كم اطلاع يا بي اطلاع آن ها را اداره مي كنند را به سخره گرفته است . ولي آنچه سبب شد كه اين مقاله را در اين مورد بنويسم اين است كه آقايان در جديدترين قسمت مجموعه پوچ در پوچ گويا با هماهنگي قبلي يك سري از افراد خود كه با اين تلويزيون هاي 24 ساعته لس آنجلسي تماس مي گيرند و با سوژه قرار دادن برنامه هايي مانند طنز متهم گريخت كه در ماه رمضان پخش شد و مجموعه طنز شب هاي برره كه هر شب از شبكه 3 سيما پخش مي شود ، به اصطلاح تلويزيون هاي خارج نشين را سركار بگذارند و در وراي چهره طنز خود خصوصا در آخرين برنامه پوچ در پوچ به توهيني آشكار به زندانيان سياسي - كشته‌شدگان به خاطر انديشه و ... بپردازند و وانمود كنند كه در اين كشور هيچ آزاري به كسي نمي رسد و همه اين ها ساخته و پرداخته ذهن بيگانگان است .

براي نمونه در اين مجموعه شخصي با اين رسانه خارج از ايران تماس مي گيرد و مي گويد : هاشم ( نقش اول سريال متهم گريخت ) ژورناليست سياسي ( سوژه نقش كيانوش در شب هاي برره ) را در ايران كشته اند و جنازه اش را به دامادش عباس ( بازيگز متهم گريخت ) تحويل نمي دهند و مزارش را هم اشتباه به بستگانش نشان ميدهند و ... آقا شما حتما اين ژورناليست را مي شناسيد و ... (گوشه اي از ماجراي فيلم متهم گريخت و كمي اضافه كردن به آن ) كه آقاي مجري هم مثلا ماجرا را باور كرده و بگويد بله رژيم اين گونه جنايت مي كند تو گويي كه هر چه در مورد جنايات انساني در ايران گفته مي شود ساخته و پرداخته ذهن اين خارج نشينان است و با اين روش همه را احمق تصور كنند و هر چند كوچكترين تاثيري هم در مخاطب خود بگذارند راضي هستند .

بله از اين نمونه در اين مجموعه زياد گفته شده است ، كه وراي آن هدف هاي خاصي را دنبال مي كنند و اما اگر راست مي گوييد آقايان تهيه كننده اين مجموعه ( پوچ در پوچ ) به چند سوال از خروار سوال هاي من جواب دهيد ؟

1- آيا زهرا كاظمي هم مانند آقا هاشم ساخته و پرداخته ذهن هاي مخالف نظام است

2- چه كساني اتوبوس دگرانديشان را به دره فرستادند آيا آن را هم طغرل ياور خان دهكده برره انجام داده بود ؟ و اين ماجرا ساخته ديگران است ؟

3- قتل هاي سريالي و زنجيره اي را چه كساني مرتكب شدند ؟

4- اعدامي هاي دهه 60 وجود خارجي نداشتند ؟ كه مثلا مانند هاشم ساختگي شما زنده باشند و قبري خيالي را به بازماندگان نشان دهند ؟

5-آيا اين واقعه اخير كه يك خبرنگار را جناب پليسي در جلوي چشمان ناظران در استاديوم آزادي به باد كتك مي گيرد و گردن وكمر او را خرد مي كند و خود در تلويزيون به آن حادثه اذعان مي كنيد . نمي پرسيد كه اين حيوان را چه كسي درجه دار كرده است ؟ به قول شما مشتي خود سر بوده اند و ...

خلاصه كلام اين كه اين مسخرگي ها را از ما بپرسيد تا به سبك خود شما پاسخ درخور بدهيم . البته لازم است از بعضي كارگردان ها كه در اين فضاي خفقان مشكلات جامعه را با طنز جالب مانند طنز هاي برره نشان مي دهند تشكر لازم را نمود و مواظب باشند سو استفاده گران امكان دارند سراغ آن ها هم بيايند تا مانند برنامه پوچ در پوچ يك طنز حكومتي درست كنند .

والسلام
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

خوش امدید

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 8:59 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

كاري به كار هاي اشتباه و ويرانگر و به گير و ببند ها و تخلفات هاي آشكار انتخاباتي و نقض قانون هاي همين قانون اساسي فعلي نداريم ولي در قسمت تبليغاتي رژيم ايران ، تلويزيون اين جعيه جادويي كه روزگاري توسط گروهي از اين روحانيون محترم استفاده از آن حرام اعلام مي شد اينك اين تلويزيون ابزار دست شماره يك حكومت جمهوري اسلامي بوده است . برنامه هايي مانند چراغ و هويت در قديم وبرنامه هاي گفتگويي در دوران اين زمان و همه وهمه براي آن است تا تفكرات خود را هر چند كه نتوانند به روشن فكران جامعه و آزاد انديشان القا كنند ولي در كوتاهي صداي آن ها مي توانند عامه مردم را تحت تاثير القآت خود قرار دهند . حتي با بعضي از شيوه هاي تبليغاتي جديد كه بعضا از شيطان بزرگ ياد گرفته و بدست خود آراسته اند ، دامنه خود را در طبقه متوسط جامعه نيز گسترش دهند . بدون شك رسانه اي كه نماينده اي از يك گروه فكري مشخص به مجلس مي فرستد و در هيئت منصفه دادگاه ها كه بعد از سال ها در دوران دولت جديد آغاز به كار نصف و نيمه كرده عضو داشته باشد و مجريان آن مانند يك گروه سياسي راست تر از راست سخنراني كرده و مي كنند بله اين رسانه به اصطلاح ملّي يكي از ابزار هاي رژيم ايران براي سرپوش گذاشتن و انحراف اذهان عمومي به آنچه كه مي خواهند و ... هر چند شما بگوييد كه عصر رايانه و ارتباطات و ... است ولي اين دليل نمي شود كه از تاثير مهمي كه اين رسانه مي گذارد چشم پوشي كرد . يادم نرود كه پرونده سازي براي افراد و كارهاي اطلاعاتي در دستور كار اين شبكه قرار داشته و دارد كه با كمي دقت مي توان از اين جام جم چيز هاي زيادي را گرفت و فهميد همانگونه كه من اولين زمزمه هاي رئيس جمهوري احمدي نژاد را از آن شنيدم آن هم نزديك به يك سال قبل تر هر چند كه در نزديك انتخابات يا هر چه آن را بناميد تصور كمتري از پيروزي وي داشتم به هر حال در اين مورد مي توان گفت كه مثلا در دوران دولت قديم چندين برنامه انتقادي در تمامي كانال ها داشتند و در دوران دولت فعلي اكثر آن ها قطع گرديده يا با تغيير كاربري در كنار به تعبيري 1000 برنامه تاييد و تمجيد دولت تبديل شده اند .

به يك نمونه توجه كنيد : امير حسين مدرّس در مصاحبه اي تلويزيوني چابلوسانه و به قول خودمان تابلو ، بعد از پيروزي احمدي نژاد ، در قسمتي از گفتگويي كه ناشي از شور و شعف ومستي بي حد وحصر حكومتيان دارد ، به احمدي نژاد مي گويد : آقاي احمدي نژاد مردم يراي پيروزي شما گوسفند و قرباني نذر كرده اند تا شما راي بيآوريد و... هر كس آن مصاحبه كذايي را شنيده باشد ، مي فهمد صدا و سيماي ضرغامي كه قرار بود تحول در خبر رساني و خبر سازي را به شكل نو دنبال كند ، خود را لو مي دهد و نمي تواند خوشحالي خود را از انتصاب رئيس جمهور انتخاب شده شوراي نگهبان و رهبري ، پنهان كند ، لازم به ذكر است در اقدامي بي سابقه سرود يار دبستاني تحريف شده ستاد احمدي نژاد در انتخابات را پخش مي كنند ، به طوري كه فرداي آن روز صداي راستگرايان راه يافته يه مجلس را هم در مي آورد !

بله سيمايي كه در دوران خاتمي طبق دستور براي اينكه سايه اي بالاي سر او بگذارند به هاشمي رفسنجاني لقب آيت الله مي دهد و در دوران احمدي نژاد دوباره طبق دستور اين بار براي اينكه سايه اي بالاي سر احمدي نژاد نباشد فرمان به حذف لقب آيت الله مي دهد و دوباره حجة الاسلام مي شود به راستي چند نفر از شما خوانندگان گرامي به اين موضوع دقت كرده بوديد ؟!

مطلب زياد زياد است ولي هم اين ماجرا ها مثنوي بي انتهاست ، هم من خسته ام از نوشتن و هم با ياد آوري اين جريانات در ذهنم گويي ميخي بر قسمت آزادي خواهي وجدان من كوبيده مي شود و بيش از اين طاقت ندارم و فعلا به همين بسنده مي كنم تا آينده .

در پايان دو خبر امروز اخبار 20:30 شبكه 2 سيما را نقل مي كنم ضرغامي اين بخش خبري را شيوه اي بي نظير در خبر رساني در سيما مي داند !

1 – با تبليغ سايت و ايميل رئيس جمهور اعلام مي دارد : دفتر رئيس جمهور ايميلي را براي ما فرستاده اند كه از آقاي احمدي نژاد پرسيده بودند : چرا ايشان در دولت از همه نيرو هاي اصول گرا استفاده نكردند ؟ ( ! ) احمدي نژاد در پاسخ گفته اند : در دولت عدالت خواه از همه نيروها استفاده مي شود نه يك گروه خاص و همان ماجراي دولت 70 مليوني را با كمال وقاحت بيان مي كنند و نمي گويند آقايان ديگر چه پستي مانده كه نگرفته باشند . همين بزرگ هاي آن ها را نگاه كنيد :

لاريجاني دبير شوراي امنيت ملّي – قاليباف شهردار تهران – رضايي همچنان دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و پست گرفتن تفريبااكثرا يا 100 درصد فاميل هاي اخمدي نژاد و باجناغ هاي مسئولين راست . شايد استفاده از غير فاميل در دولت مصداق آن باجناغ هاي آقايان باشد ! و به كارگيري نئو بسيجي و نئو محافظه كاران وطني ، مريدان مصباح و ...

دومين خبر كه بدون شرح ذكر مي كنم : 20:30 گفته : سعيد ابوطالب ( از خبرنگاران سابق صدا و سيما و نماينده فعلي مجلس ) مخبر كميسيون فرهنگي مجلس از ارائه طرحي به مجلس خبر داده كه كليه كساني كه جرائم مطبوعاتي دارند نبايد در زندان نگهداري شوند ( !!! )

والسلام
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

سیر نزولی مردها
سال 1332دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورندارهسال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكندسال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كندسال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟
زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد...
سال 1482زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند.
-
آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست
...
-
حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند
...
-
خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!
سال 1882راديو، موج FM، شبكهء پيام (صداي يك خانم
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس «مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ
 
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط مهدی   |